جام جهانی 2026 چگونه تبدیل به جایی برای سرکیسه کردن هواداران و فوتبالیها شد؟
جام جهانی امسال، فارغ از پروتکلهای سختگیرانه آمریکا برای ورود بازیکنان، مربیان و داوران به خاک این کشور، جایی برای تبدیل شدن محبوبترین ورزش جهان به یک کالای لوکس بود. به گفته اتحادیه هواداران فوتبال (FSA) و کسانی چون پیتر مور (مدیرعامل سابق باشگاه لیورپول)، یک هوادار برای همراهی تیم خود تا مراحل پایانی جام جهانی، باید چیزی بین 10 هزار تا 35 هزار دلار هزینه کند.
شاید جیانی اینفانتینو، رییس فیفا دوست داشته باشد که با آبوتاب از سطوح جدید تجاری شدن این ورزش صحبت کند، اما حتی دونالد ترامپ هم به عنوان رییس جمهور کشور میزبان احساس میکند که این هزینهها، بیش از حد گران شدهاند؛ او اخیرا گفته بود که «من هم حاضر نیستم چنین پولی پرداخت کنم». او همچنین گفت که اگر رایدهندگانش نتوانند به این مسابقات بروند، ناامید خواهد شد.
بد نیست بدانید که خبرگزاری The Athletic گزارش داده که فروش بلیط بازی افتتاحیه آمریکا در لس آنجلس، در سطح پایینی قرار داشته است. یک منبع آگاه در اینباره گفت که «فیفا دست خود را بیش از حد رو کرد و بازی را باخت. آنها در قیمتگذاری دچار اشتباه شدند». گرچه اینفانتینو و برخی دیگر توجیه کردند که فرهنگ غالب در آمریکا، اینگونه است که مردم مجبورند برای هر رویداد سرگرمی بزرگ، مبالغ هنگفتی پرداخت کنند، اما شاید بد نباشد آن را صرفا به عنوان یک بهانه پوچ در نظر بگیریم.

در واقع چنین استدلالهایی به تنش و شکافهای موجود میان مردم دامن میزنند. چرا که در دنیا بهویژه در اروپا و بریتانیا، فوتبال در جایگاه کالای فرهنگی شناخته میشود و اکنون در آمریکا، صرفا یک کالای تجاری گرانقیمت است که جلوهای از مصرفگرایی و سبک زندگی آمریکایی محسوب میشود. اما فیفا که یک سازمان خصوصی است و به صورت اسمی، وظیفه محافظت از این ورزش را دارد، چرا باید در سمت مصرفگرایی آمریکایی بایستد؟
اخیرا در قیمتگذاری بلیطها اخیرا مشاهده شده که برخی از بلیطهای فینال رقابتها با قیمتهایی بالاتر از یک میلیون دلار به فروش رسیدهاند. این موضوع، در حالی که میدانیم هزینههای جانبی، هم برای تیمها و هم برای طرفدارانشان تا چه حد سرسامآور خواهد بود، فاجعهبارتر به نظر میرسد. شرایط به سمتی رفته که حتی تیمهای صعودکننده نگراناند که مبادا این رقابتها را با ضرر مالی به اتمام برسانند.
برخی توجیه میکنند که قیمت بالای بلیطها، نتیجه برگزاری جام جهانی در خاک آمریکاست، اما شواهد به وضوح نشان میدهند که این وضعیت، نتیجه مستقیم تصمیمات و قراردادهای فیفاست. یکی از منابع آگاه در فیفا، در اینباره به صراحت میگوید:
این یک کلاس درس است، برای اینکه بدانید چطور میتوان شیرینی و لذت یک اتفاق را از دل آن بیرون کشید.

تمام بحثها حول هزینههای نجومی مردم برای تماشای جام جهانی، به یک چیز معطوف میشود: قیمت بلیط! بنا بر تخمینها طبق نرخ کنونی قیمت بلیت جام جهانی، هواداران دو تیمی که به فینال رقابتها برسند، برای تماشای مسابقات تیمشان تا این مرحله، باید حداقل 5200 پوند یا به عبارتی، 6500 دلار هزینه کرده باشند تا اجازه حضور در استادیومها را پیدا کنند. حتی در میان اعضای یک خانواده، یک نفر از آنها ممکن است هزاران پوند بیشتر از دیگری پرداخت کرده باشند، آن هم صرفا بخاطر دست یافتن به بلیط درجه 4 که به عنوان یک صدقه برای مردم بومی هر کشور محسوب میشود.
بلیطهای درجه 4 در واقع مربوط به بدترین نقاط استادیوم مانند بالاترین طبق سکوها یا سایر زوایای دور از بازی میشوند. فیفا این سطح از بلیطها را به مردم بومی سه کشور آمریکا، کانادا و مکزیک اختصاص داد تا بتوانند بدون پرداخت هزینههای بالا، بازیها را ببینند. یکی از اعضای اتحادیه هواداران فوتبال، نسبت به تغییر ناگهانی درجهبندی صندلیها و موقعیت آنها اعتراض داشت و معتقد بود که هنوز هم وضعیت هر هواداری که بلیط خریده، مشخص نیست.
پیدایش بازار سیاه برای بلیطهای جام جهانی 2026، منجر شد تا بلیط مسابقهای چون انگلیس و کرواسی با قیمت 2300 دلار هم به فروش برسد. فارغ از اینکه آزاد بودن راهاندازی بازار سیاه و دلالی در آمریکا، خود جای سوال دارد، بد نیست بدانید که فیفا برای هر بلیت، 15 درصد کارمزد تسهیل بازفروش از خریدار و 15 درصد کارمزد دیگر هم از فروشنده دریافت میکند. گرچه فیفا تاکید کرده که همه این پولها از طریق برنامه رشد و توسعه فوتبال در دنیا تحت عنوان FIFA Forward به این ورزش تزریق میشود.

اما ناامیدی بزرگتر از جایی شروع میشود که فیفا – که بر اساس شنیدهها، چیزی در حدود 2.5 میلیارد ذخیره مالی دارد – در هر صورت قرار بوده تا پول عظیمی به جیب بزند. بر اساس قیمتهای اولیه که به صورت پیشنهادی در کتابچه میزبانی در سال 2018 ذکر شده بود، سهم بلیتها کمتر از 50 درصد کل درآمد حاصل شده از بازیهای یک تورنمنت جام جهانی تخمین زده شده بود. یعنی کسب 11 میلیارد دلار درآمد که حتی چهار میلیارد از جام جهانی قطر هم بیشتر است.
پیتر مور، بازیکن مشهور انگلیسی که اکنون مالک و موسس باشگاه فوتبال Santa Barbara Sky در کالیفرنیاست، خطاب به فیفا میگوید: «شما میتوانستید 5 میلیارد از کل این مبالغ کم کنید تا هم فیفا و هم بقیه همچنان سود ببرند.» اما به نظر میرسد اینفانتینو، کسب پول زیاد را به عنوان مانیفست اصلی خود در میان فدراسیونهای جهان در سال 2016 برگزیده تا بتواند بارها و بارها توسط آنان به عنوان رییس فیفا انتخاب شود. او بخشی از این درآمد را میان فدراسیونها پخش میکند تا عاشق او شوند و مجدد به ریاست وی رای دهند.
جالب است بدانید که با همه ابهاماتی که حول ریاست او برای چندمین بار وجود دارد، کنفدراسیونهای آمریکای جنوبی و آفریقا، بار دیگر خواستار نشستن اینفانتینو بر صندلی ریاست فدراسیون جهانی فوتبال شدهاند.
حتی برخی مقامات ارشد فیفا هم اطلاع دقیقی از نحوه قیمتگذاری بلیتها ندارند و صرفا میگویند یک رویه مشخص از سوی دفتر ریاست به آنها دیکته شده است، روالی که اکنون در اتخاذ تصمیمات بزرگ و کلیدی در فیفا در پیش گرفته شده است!
برخی منابع آگاه دیگر گفتهاند که ساختار مدیریتی پیرامون اینفانتینو، در ایالات متحده مستفر شدهاند که اغلب تاکید زیادی روی بهینهسازی درآمدها با استفاده از تمامی ابزارهای موجود دارند. مسئلهای که البته توجهی به پیامدهای منفی آن نمیشود.

جالب است بدانید که پیش از برگزاری جام جهانی 1994، آلن روتنبرگ که از دست اندرکاران این تورنمنت بود، در کتابی با نام The Big Bounce، ایدههای متعددی درباره بلیطهای این مسابقات مطرح کرد که یکی از آنها، ایجاد یک نرخ قیمت بسیار بالا و گرانقیمت برای بهای بلیط جام جهانی بود. روتنبرگ باور داشت که به دلیل اعتبار و پرستیژ این مسابقات، قیمت هر صندلی برای بازی فینال باید 1000 دلار تعیین شود. البته او استدلال دیگری را هم مطرح کرد: کف قیمت بلیط فینال در بازار سیاه همین مقدار است و فیفا با یک نرخ بسیار بالا در قیمتگذاری، میتواند جلوی دلالی و سودجویی واسطهها را بگیرد.
اما فیفا به طور رسمی با این پیشنهاد آلن روتنبرگ مخالفت کرد و دلیل مخالفت خود را هم «واکنش شدید فوتبالدوستان و طرفداران» عنوان کرد. جالب است بدانید که در آن دوران، فیفا تحت مدیریت ژائو هاولانژ بود، همان کسی که بسیاری باور دارند ساختار فسادزای امروز فیفا، حاصل مدیریت اوست و البته که فیفای کنونی باور دارد دیگر خبری از آن فساد همیشگی نیست.
فدراسیون جهانی فوتبال با گذر از این موضوع که تماشای جام جهانی در استادیوم، شاید تنها یکبار برای هر فرد رخ بدهد، از تمامی جوانب فرهنگی و طرفداری این ورزش عبور کرده و تنها به کسب درآمد بیشتر میاندیشد. اما دفاع تمامقد برخی افراد از این مدل قیمتگذاری در شبکههای اجتماعی هم جای بحث بسیاری دارد. عدهای با شعار دفاع از بازار آزاد، فاصله طبقاتی و تبدیل شدن فوتبال به یک ورزش لوکس را پذیرفتهاند و حتی الکسی لالاس، بازیکن تیم ملی فوتبال آمریکا نیز از این موضوع دفاع میکند.
حتی با وجود ادعای اینفانتینو مبنی بر اینکه فیفا مجبور بوده خود را با فرهنگ آمریکایی در قیمتگذاری وفق دهد، میبینیم که در هیچیک از دورههای قبلی جام جهانی، چنین اجباری روی دوش فیفا نبوده و کشورهایی چون قطر و آفریقای جنوبی، جلوی تلاشهای این نهاد برای افزایش قیمت بلیطها مقاومت کرده بودند. اتفاقی که اگر رقم نمیخورد، شاید بومیان کمتری از آفریقای جنوبی و شمار پایینتری از مردم تنگدست قطر میتوانستند در استادیومها حضور یابند.

اما فراتر از موضوع بلیط، مسئله حمل و نقل مطرح میشود. برای مثال رفتن به ورزشگاه ژیلت در فاکسبرو از مبدا بوستون، با قطار به 80 دلار و با اتوبوس 95 دلار هزینه دارد. این در حالی است که قیمت بلیط رفت و برگشت از ایستگاه پنسیلوانیای نیویورک به ورزشگاه متلایف به 105 دلار رسیده، قیمتی که قبلا 13 دلار بود! بماند که برخی اعلام کردهاند با ورود اسپانسرها به این موضوع، قیمت حمل و نقل چیزی در حدود 150 دلار کاهش یافته است.
فیفا حتی پول پارکینگها و تمام زیرساختهای مورد استفاده توسط طرفداران را در کشورهای میزبان به جیب میزند؛ در مقابل، هر شهر محل برگزاری بازیها موظف است خود هزینههای مربوط به تامین امنیت و سایر موارد را تامین کند. این، بهای میزبانی از بازیها برای هر شهر است: چیزی در حدود 250 میلیون دلار کسری بودجه! ایندیپندنت میگوید که با وجود اینکه برخی شهرهای آمریکا مانند میزبانهای قبلی جام جهانی به منابع مالی مشابهی دسترسی ندارند، اما فیفا هیچ انعطافی نشان نداده و برنامههای مالی قبلی خود را با جدیت کامل دنبال کرده است.
در ازای این وضعیت، فیفا یک برنامه City Supporter معرفی کرده که شامل قراردادهای اسپانسرینگ مجزا برای هر شهر میزبان میشود و به نوعی حق سکوت برای این شهرهاست. اما این موضوع آسیب زیادی به شهرهای بزرگ میزبان زده و آنها را مجبور به روی آوردن به کسب و کارهای محلی برای تامین هزینه مسابقات کرده است. بماند که بر خلاف ادعای فیفا مبنی بر رونق پیدا کردن گردشگری در کشورهای میزبان، منابع محلی گزارش دادهاند که آمار مربوط به سفرهای خارجی، به دلیل تصمیمات دلسردکننده و سودجویانه فیفا چندان امیدوارکننده نبوده است.
این انتقاد نیز به فیفا وارد است که چرا در جام جهانی 2006 آلمان، هر خریدار بلیط با در دست داشتن بلیط بازی، میتوانست از حمل و نقل رایگان برخوردار شود، اما در رقابتهای امسال، فیفا از زیر مسئولیت همکاری با شهرهای میزبان برای تامین هزینه حمل و نقل طرفداران شانه خالی کرده و توپ را به زمین کشورهای میزبان انداخته است. حتی اقدام یوفا در برگزاری یورو 2024 هم فیفا را تشویق نکرده تا بخشی از هزینه جابجایی طرفداران را به صورت یارانهای تقبل کند.

اینفانتینو پیشتر در یکی از سخنرانیهایش گفته بود که میتوان ارزش ناخالص فوتبال جهان را به 500 میلیارد دلار رساند. این موضوع در کنار تمایل بالای او به پرواز با جتهای قطریاش به شهرهای محل برگزاری مسابقات، این واقعیت را نشان میدهد که او فاصله زیادی از دنیای واقعی گرفته و تمایل بالایی به انزواگرایی دارد. همانطور که امسال، خریداران بلیطهای درجه 4، بر خلاف حاشیه و کنار زمین، در بالاترین طبقات استادیومها مستقر شدهاند و دیگر قرار نیست با آن تشویقهای آتشین و جذابشان، استادیومها را به لرزه در بیاورند. هواداران آرژانتینی که با سه دوره قهرمانی تیمشان، نمادینترین تشویقها را انجام دادهاند هم دیگر قرار نیست در آن حجم و جمعیت به کشورهای میزبان سفر کنند.

پیتر مور، با دلتنگی زیادی از فستیوال جام جهانی 2006 آلمان میگوید. از رونق آن رویداد و حضور گرم فوتبالدوستان؛ او وضعیت کنونی را صرفا مراحل اولیه یک دگرگونی عمیق و بزرگ میداند:
این یعنی تبدیل جام جهانی به یک عظیم با دسترسی عدهای محدود و ثروتمند به بازیها.
عوض شدن اینفانتینو هم اتفاق عجیبی است؛ همکاران سابق او در یوفا گفته بودند که جیانی، یک مرد کلاسیک معتقد به مدل ورزشی اروپایی بود. گویا صندلی ریاست، ذات او را یکشبه عوض کرده است. مردی که تصمیم گرفت جایگاه فیفا را از یک ناظر و رگولاتور، به بازیگر و مهره اصلی ماجرا تغییر دهد. از اینرو، پروژه جام جهانی باشگاهها که اینفانتینو را وارد مذاکره با طبقه مالکان میلیاردر باشگاهها کرده، ما را نسبت به آینده این ورزش محبوب، مایوس میکند.